پیشینه تاریخی تست هوش و روانشناسان فعال در این زمینه
از نظر تاریخی، حتی قبل از ابداع تست های ضریب هوشی، تلاش شده بود تا افراد با مشاهده رفتار آنها در زندگی روزمره، در دسته های هوش طبقه بندی شوند. آن اشکال دیگر مشاهده رفتاری هنوز هم برای اعتبار سنجی طبقه بندی ها اساساً بر اساس نمرات آزمون ضریب هوشی مهم هستند. طبقه بندی هوش با مشاهده رفتار خارج از اتاق آزمایش و طبقه بندی با تست ضریب هوشی به تعریف “هوش” مورد استفاده در یک مورد خاص و به قابلیت اطمینان و خطای تخمین در روش طبقه بندی بستگی دارد.
فرانسیس گالتون، آمار شناس انگلیسی، اولین تلاش را برای ایجاد یک آزمون استاندارد برای رتبه بندی هوش فرد انجام داد. وی که از پیشگامان روان سنجی و استفاده از روشهای آماری در مطالعه تنوع انسانی و بررسی وراثت صفات انسانی است ، معتقد بود که هوش عمدتا محصولی از وراثت است (منظور او منظور ژن نیست، اگرچه چندین پیش ساخته نظریه های مندلی در مورد وراثت ذرات). وی فرض کرد که باید بین هوش و سایر صفات قابل مشاهده مانند رفلکس، گرفتن عضله و اندازه سر همبستگی وجود داشته باشد. وی اولین مرکز آزمایش ذهنی را در جهان در سال 1882 تأسیس کرد و “سوالات مربوط به دانشکده علوم انسانی و توسعه آن” را در سال 1883 منتشر کرد که در آن نظریه های خود را بیان کرد. وی پس از جمع آوری داده ها درباره انواع متغیرهای فیزیکی، نتوانست چنین همبستگی را نشان دهد و سرانجام این تحقیق را کنار گذاشت.
روانشناس آلفرد بینه، یکی از توسعه دهندگان آزمون استنفورد-بینه
آلفرد بینه، روانشناس فرانسوی، به همراه ویکتور هانری و تئودور سیمون در سال 1905، هنگامی که آزمون Binet-Simon را منتشر کردند، که بیشتر به توانایی های کلامی متمرکز بود، موفقیت بیشتری کسب کردند. هدف این بود که عقب ماندگی ذهنی را در کودکان مدرسه شناسایی کند، اما در تضاد خاص با ادعاهای روانپزشکان مبنی بر این که این کودکان “بیمار” هستند (“کند ذهن” نیستند) و بنابراین باید از مدرسه برداشته شود و در پناهگاه ها از آنها مراقبت شود. نمره در مقیاس Binet-Simon سن روانی کودک را نشان می دهد. به عنوان مثال، یک کودک شش ساله که همه وظایف را معمولاً توسط کودکان شش ساله انجام می دهد دارای سن ذهنی متناسب با سن تقویمی وی، یعنی 6.0 خواهد بود. بینه فکر کرد که هوش چند وجهی است، اما تحت کنترل قضاوت عملی قرار گرفت و نتوانست پژوهش هایش را تکمیل نماید.
تست هوش تا چه حد قابل اطمینان است؟
روانشناسان معمولاً آزمون های ضریب هوشی را دارای قابلیت اطمینان آماری بالا می دانند. قابلیت اطمینان نشان دهنده قوام اندازه گیری یک آزمون روانشناسی است. یک آزمون قابل اعتماد نمرات مشابهی را در هنگام تکرار تولید می کند. در مجموع، آزمون های ضریب هوشی از قابلیت اطمینان بالایی برخوردار هستند، اگرچه افراد شرکت کننده در آزمون های مختلف ممکن است در آزمون های مختلف نمرات مختلفی کسب کنند و هنگام انجام تست های مختلف ضریب هوشی در یک سن، نمرات مختلفی کسب کنند.
مانند همه مقادیر آماری، هر تخمین خاصی از ضریب هوشی دارای یک خطای استاندارد مرتبط است که عدم اطمینان را در مورد برآورد اندازه گیری می کند. برای آزمونهای مدرن، فاصله اطمینان می تواند تقریباً 10 امتیاز باشد و خطای استاندارد اندازه گیری گزارش شده می تواند تا حدود سه امتیاز پایین باشد. خطای استاندارد گزارش شده ممکن است دست کم گرفته شود، زیرا تمام منابع خطا را شامل نمی شود.
چه عواملی بر نتیجه تست هوش می توانند موثر باشند؟
تأثیرات بیرونی مانند انگیزه کم یا اضطراب زیاد می تواند گاهی اوقات نمره آزمون ضریب هوشی فرد را کاهش دهد. برای افرادی که امتیاز بسیار کمی دارند، اطمینان 95٪ ممکن است بیشتر از 40 امتیاز باشد، به طور بالقوه دقت در تشخیص ناتوانی ذهنی را پیچیده می کند. با همین حساب، نمرات ضریب هوشی بالا نیز به طور قابل توجهی کمتر از میانگین های میانگین جمعیت هستند. گزارش های نمره ضریب هوشی بسیار بالاتر از 160 مشکوک تلقی می شوند.
اعتبار تست هوش به عنوان یک معیار سنجش جهانی
قابلیت اطمینان و روایی مفاهیم بسیار متفاوتی هستند. در حالی که قابلیت اطمینان بازتولیدپذیری را منعکس می کند، اعتبار به عدم تعصب اشاره دارد. یک آزمون مغرضانه آنچه را که قصد اندازه گیری آن را دارد اندازه گیری نمی کند. در حالی که آزمون های ضریب هوشی به طور کلی برای اندازه گیری برخی از اشکال هوش در نظر گرفته می شوند، اما ممکن است به عنوان سنجش دقیق تعاریف وسیع تری از هوش انسانی شامل خلاقیت و هوش اجتماعی عمل نکنند.
به همین دلیل، وین وایتن روانشناس استدلال می کند که اعتبار سازه آنها باید با دقت واجد شرایط باشد و بیش از حد بیان نشود. به گفته وایتن:
“آزمون های ضریب هوشی معیارهایی معتبر از نظر هوشمندی است که برای انجام کار آکادمیک لازم است. اما اگر هدف ارزیابی هوش به معنای وسیع تر باشد، اعتبار آزمون های هوشی مورد تردید است.”
آزمون های هوش، تست هوش
آلفرد بینه اولین آزمون هوش (تست هوش استنفورد بینه) و بعدا دیوید وکسلر آزمون هوش (تست هوش وکسلر) را برای بزرگسالان WAIS و کودکان WISC و پیش دبستانی WPPSI تنظیم کرد که بعدا WAIS-R تجدید نظر شده WAIS ارائه داد. مقیاس های وکسلر هوشبهر Intelligence Quotient کامل را اندازه گیری می کند که از دو نمره فرعی کلامی و رفتاری تشکیل می شود و این آزمون ها نقش بسیار مهمی در ارزیابی عقب ماندگی ذهنی و آسیب مغزی ایفا می کنند.
آزمون های هوش فقط از رفتارها در تکالیف استاندارد شده خاص نمونه می گیرند و رفتارهای دیگر نظیر درک کردن موسیقی کلاسیک اندازه گیری نمی شود. بهره هوشی کمتر از ۷۰ را عقب افتاده و بین ۷۰ تا ۸۴ را به عنوان افراد مشکل دار و بیشتر از ۱۳۰ را افراد باهوش می نامیم و بیشتر مردم دنیا بهره هوشیشون بین ۹۵ تا ۱۰۵ می باشد. تست هوش در مقام مقایسه با دیگران است لذا برای مردم یک منطقه می بایست با توجه به توانایی های زبانی و امکانات تنظیم شود.