روان درمانی تحلیلی، و اصول رواندرمانی

روان درمانی تحلیلی چیست؟

روان درمانی تحلیلی، رویکردی است که از روانکاوی و سایر روانشناسی های ژرف نشأت می گیرد. این به ویژه برای رسیدگی به مشکلات طولانی مدت و ریشه ای مفید است. اختلالات مربوط به این دسته به راحتی درمان نمی شودند و تا حد زیادی به بخش ناخودآگاه فرد برمی گردند. این رویکرد بسیاری از مشکلات غیرقابل حل ما را به عنوان یک سازگاری برای جلوگیری از درگیری های درونی دردناک، تروما، یا پویایی های مشکل ساز در زندگی قبلی ما شروع می کند. با گذشت زمان، این ناسازگاری ها منجر به الگوهای غیر مفیدی از افکار، احساسات یا رفتار می شود که مشکلات را بیشتر تشدید می کند.

بر کسی پوشیده نیست که همه ما یک دنیای درونی داریم که از اوایل کودکی شکل گرفته است. به عبارت دیگر، ما اولین تجربیات خود از جمله چهره های مهم دوران کودکی خود را در درون خود حمل می کنیم. دنیای درونی ما دائماً در حال تعامل با دنیای بیرونی است، بنابراین افراد و موقعیت‌هایی که در زمان حال با آن‌ها مواجه می‌شویم احساس می‌کنیم با چهره‌ها و تجربیات مهم گذشته ارتباط زیادی دارند. قبل از این ما ناخودآگاه انتظار داریم و سعی می کنیم این روابط خارجی را با دنیای درونی خودمان مطابقت دهیم.

روان درمانی تحلیلی، و اصول رواندرمانی

در روان‌درمانی تحلیلی، مشکلات و تجربیات کنونی و گذشته مانند سایر درمان‌ها بررسی می‌شوند. اما در روان درمانی تحلیلی، تحلیل عمیق تر است و بنابراین مهم است که آنها در رابطه با درمانگر احساس امنیت کنند.

چگونه روان درمانی تحلیلی می تواند به شخص کمک کند؟

در روان درمانی تحلیلی با ارائه بینشی در مورد عناصر پنهان و عمیق مشکلات فرد حل می شود. همچنین چیزی را ارائه می دهد که گاهی اوقات “تجربه احساسی اصلاحی” نامیده می شود. ایده این است که رابطه درمانی چیزی بسیار متفاوت از آنچه که فرد در دوران کودکی تجربه کرده و در بزرگسالی انتظارش را ادامه می دهد ارائه می دهد.

رواندرمانی روان پویشی و روان درمانی تحلیلی

روان پویشی و روان درمانی تحلیلی هر دو رویکردهای تحلیلی هستند که در بالا توضیح داده شد. تعریف این تفاوت دشوار است، اما در یک مفهوم بسیار گسترده، در روان پویشی هدف و تمرکز بر حل یک یا دو موضوع خاص در زندگی فرد است. درمان روان پویشی نیز معمولا کوتاه مدت است. اگر در عرض چند هفته یا چند ماه به اهداف درمانی نرسیم، معقول است که درمانگر و درمانجو تصور کنند که به کاوش عمیق تر و طولانی مدت تری نیاز است.

روان درمانی روان پویشی ممکن است با مشکل یا مشکلات خاصی آغاز شود، اما برخلاف مشاوره، هدف آن ایجاد تغییرات عمیق تر در فرد است. روان درمانی تحلیلی می تواند یک یا دو بار در هفته انجام شود و اغلب به عنوان یک رویکرد طولانی مدت انجام شود. روانشناسان تحلیلی بر این باورند که هر انسانی دارای یک انرژی روانی است (آنچه فروید آن را «لبیدو» می نامد)، یک انگیزه حیاتی که انسان را به سمت تحقق و رشد شخصی خود – به قول یونگ به سمت «خودیابی» – سوق می دهد. این دیدگاه تفسیری یونگ ناخودآگاه را مجموعه ای غنی از محتوا می داند که باید کانال بیانی خود را بیابند. از نظر یونگ، ناخودآگاه می‌تواند از طریق رویکردها یا چهره‌های استعاری، مانند سایه – بخش منفی شخصیت – و شخص – ظاهر عمومی فرد قابل دسترسی باشد. بعد دیگری نیز وجود دارد که یونگ آن را Anima/Animus می نامد. آنیما همتای زنانه مردانه یا تصویر زنانه ای است که در درون هر مردی ساکن است، در حالی که آنیموس بخش مردانه درون هر زن است.

روان درمانی تحلیلی

در عمل، هدف روان درمانی تحلیلی تجزیه و تحلیل دفاعی است که فرد در طول زندگی خود ایجاد کرده است و چیزهایی را که در درون خود حذف یا سرکوب شده اند را روشن می کند. روش عینی تقریباً مشابه روش روانکاوی است و شامل تحلیل رویاها، تجزیه و تحلیل دیالوگ ها، راه های ارتباطی، حقایق زندگی واقعی، خیالات، نوع رابطه بین بیمار و تحلیلگر، تداعی های آزاد است. مدت درمان معمولاً 1-2 جلسه در هفته تا 2-3 سال است.

1/5 - (1 امتیاز)
نوشتن نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

CAPTCHA ImageChange Image